روزی که سرم به سنگ خورد سکانس نوزدهم (عروسی)

خرید بک لینک

دید و بازدیدها که تمام شد از خانواده محبوب خداحافظی کردم و به قم برگشتم.

قرارمان این شد که بعد از امتحانات چهارم تیرماه ۸۶ عروسی را رفسنجان برگزار کنیم.

باید قم یک خانه اجاره میکردم و قبل از عروسی جهاز خودم و محبوبه را میچیدیم. درد دل طلبگی...

ما را در سایت درد دل طلبگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1402 ساعت: 1:25

صفحه بندی